اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

لیست شاعران

نویسنده: ادمین (صفحه 183 از 188)

نصرت رحمانی

درازنای شب اندوهان را از من بپرس

ای دوست
درازنای شب اندوهان را
از من بپرس
که در کوچه ی عاشقان تا سحرگاه
رقصیده ام
و طول راه جدایی را
از شیون عبث گامهای من
بر سنگ فرش حوصله ی راه.
که همپای بادها
در شهر و کوه و دشت
ادامه شعر

آنا آخماتووا

او در این دنیا سه چیز را دوست داشت

او در این دنیا سه چیز را دوست داشت:
دعای شامگاهی؛
طاووس سفید؛
و نقشه رنگ پریده آمریکا.
و سه چیز را دوست نداشت:
گریه کودکان؛
مربای تمشک با چائی؛
و پرخاشجویی زنانه
و من همسر او بودم

اکولالیا | #آنا_آخماتوا

غاده السمان

عشق تو را من اختراع کردم

عشق تو را من اختراع کردم
تا در زیر باران بدون چتر نباشم
پیام های دروغین
از عشق تو برای خودم فرستادم!
عشق تو را اختراع کردم
چونان کسی که در تاریکی
تنها می خواند، تا نترسد!

اکولالیا | #غاده_السمان

کنستانتین کاوافی

گاهی برگرد و بغلم کن

گاهی برگرد و بغلم کن
برگرد و تنگ بغلم کن
وقتی حافظه‌ی تن بیدار می‌شود
هوسی قدیمی دوباره در خون می‌دود
وقتی لب‌ها و پوست یادشان می‌آید
و دست‌ها هوای لمس تو را دارند
گاهی برگرد و بغلم کن
وقتی لب‌ها و پوست یادشان می‌آید
مرا با خود ببر
در شب

اکولالیا | #کنستانتین_کاوافی
ترجمه از #فرزانه_دوستی

هالینا پوشویاتوسکا

اگر می‌خواهی ترکم کنی

اگر می‌خواهی ترکم کنی
لبخند را فراموش نکن
کلاه می‌تواند از یادت رود
دستکش، دفترچه‌ی تلفنت
هر آن چیزی که باید دنبالش برگردی
و در ناگهان برگشت گریانم می‌بینی
و ترکم نمی‌کنی
ادامه شعر

داستان

حکومت نظامی / آلبر کامو

قاضی:
چه کسی به تو اجازه دخول به این خانه را داد؟

دیه گو:
ترس مرا به خانه تو راند. من از طاعون فرار می کنم.

قاضی:
نه تو از آن فرار نمی کنی، تو آن را با خود داری و همه جا می بری… این خانه را ترک کن

دیه گو:
مرا حفظ کن! اگر تو مرا از اینجا برانی، با دیگران مخلوطم می کنند و در نتیجه جزء توده های مردگان خواهم شد
ادامه شعر

جامعه

انسان غیر سیاسی

هیتلر نه تنها قدرت خود را از همان ابتدا بر مبنای توده هایی که تا آن زمان اساساً غیر سیاسی بودند بنا کرد؛ بل همچنین گام نهایی را در راستای پیروزی مارس سال ۱۹۳۳، با رفتاری «قانونی» و با بسیج پنج میلیون انسانی که هنوز برای رای دادن واجد شرایط نبودند-یعنی آدمهای غیر سیاسی- برداشت. احزاب چپ تمامی تلاش خودشان را در جلب توده های بی تفاوت به کار گرفتند، بی آنکه مسأله «بی تفاوت بودن یا غیر سیاسی بودن» را مطرح کنند.
ادامه شعر

فلسفه

علم بهتر است یا ثروت؟

علم بهتر است یا ثروت؟ این پرسشی آشناست که اکثر ما در طول تحصیل و یا حتی در زندگی روزمره‌مان با آن بسیار برخورد داشته‌ایم و همه به‌نوعی به آن فکر کرده‌ایم و گاهی به برتری علم و گاهی نیز به برتری ثروت رأی داده‌ایم. باوجوداین، باید پرسید آیا چنین پرسشی، اصولاً پرسشی درست است؟
برای فهم این موضوع، قبل از هر چیز لازم است که هر دو مفهوم علم و ثروت تعریف شوند. به نظر می‌رسد که در پرسش مذکور، علم همان «دانایی برای دانایی» است که در مقابل ثروت یا «منافع و اقتضائات مادی» قرار گرفته است. این تعریف در بطن خود واجد نوعی تفکیک و تمایز بین علم و ثروت است. در واقع، پیش‌فرض اصلی این پرسش، تمایز وجودی بین علم و ثروت است. اما آیا واقعاً علم و ثروت از هم جدا هستند؟
ادامه شعر

جامعه

اهل مد هستم چون می خواهم متفاوت به نظر برسم

امیل دورکیم؛ یکی از بنیانگذاران جامعه شناسی معتقد است که تفاوت جوامع جدید با جوامع قبل را می توان در دو کلمه « تشابه» و « تفاوت» خلاصه کرد. در جوامع قدیمی، آدم ها شبیه هم اند. یعنی مانند هم می پوشند، می خورند، می گردند و در کل مانند هم فکر می کنند. ولی در جوامع جدید تفاوت ها یعنی تنوّع و گوناگونی بیشتر می شود. این ویژگی در عرصه های مختلف زندگی قابل مشاهده است. مثلا شغل آدم ها در جوامع قدیمی عمدتا کشاورزی است ولی در جوامع جدید هزاران شغل به وجود می آید. خلاصه آنکه خیلی چیزها در جوامع قدیمی «مشابه» و در جوامع جدید؛ «متنوع» است.
ادامه شعر

فخرالدین عراقی

تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد

تا کی کشم جفای تو ؟ این نیز بگذرد
بسیار شد بلای تو، این نیز بگذرد

عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماند
خوش باش کز جفای تو، این نیز بگذرد

آیی و بگذری به من و باز ننگری
ای جان من فدای تو، این نیز بگذرد

هر کس رسید از تو به مقصود و این گدا
محروم از عطای تو، این نیز بگذرد
ادامه شعر

Olderposts Newerposts

کپی رایت © 2026 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

×