اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

لیست شاعران

دسته بندی اشعار شعر (صفحه 148 از 202)

ناظم حکمت

و زیباترین سخنى که می‌‏خواهم با تو گفته باشم

زیباترین دریا
دریایى است که هنوز در آن نرانده‏ایم
زیباترین کودک
هنوز شیرخواره است
زیباترین روز
هنوز فرا نرسیده است
و زیباترین سخنى که می‌‏خواهم با تو گفته باشم
هنوز بر زبانم نیامده است

اکولالیا | #ناظم_حکمت

رسول یونان

من از اینجا خواهم رفت

این شهر
شهر قصه های مادر بزرگ نیست
که زیبا و آرام باشد
آسمانش را
هرگز آبی ندیده ام
من از اینجا خواهم رفت
و فرقی هم نمی کند
که فانوسی داشته باشم یا نه
کسی که می گریزد
از گم شدن نمی ترسد

اکولالیا | #رسول_یونان

بداخلاقی عصرهایت

بداخلاقی عصرهایت
سوزنی است که مخصوصن نخش نمی‌کنم
من دوست دارم
دکمه‌ی آخر مانتوام باز باشد

اکولالیا | #سارا_محمدی_اردهالی

مولانا

شمایم من شمایم من شمایم

از آن باده ندانم چون فنایم
از آن بی‌جا نمی‌دانم کجایم

زمانی قعر دریایی درافتم
دمی دیگر چو خورشیدی برآیم

زمانی از من آبستن جهانی
زمانی چون جهان خلقی بزایم

چو طوطی جان شکر خاید به ناگه
شوم سرمست و طوطی را بخایم

به جایی درنگنجیدم به عالم
بجز آن یار بی‌جا را نشایم
ادامه شعر

ناظم حکمت

اما تو نرو / ناظم حکمت

تنهایی
چیزهای زیادی
به انسان می‌آموزد
اما تو نرو
بگذار من نادان بمانم

اکولالیا | #ناظم_حکمت

نزار قبانی

عشق‌ کتابی‌ ندارد

معلم‌ نیستم‌
تا عشق‌ را به‌ تو بیاموزم‌
ماهیان‌ برای‌ شنا کردن‌
نیازی‌ به‌ آموزش‌ ندارند
پرندگان‌ نیز
برای‌ پرواز
به‌ تنهایی‌ شنا کن‌
به‌ تنهایی‌ بال‌ بگشا
عشق‌، کتابی‌ ندارد
عاشقان‌ بزرگ‌ جهان‌
خواندن‌ نمی‌دانستند

اکولالیا | #نزار_قبانی

درباره تو

دلتنگی شبیه تو نیست
گاه و بی گاه در می ­زند
هر جا دلش خواست می­ نشیند
و با حسادت عجیبی
درباره تو حرف می­ زند

اکولالیا | #آرزو_نوری

باب دیلن

باید اما به یکی خدمت کنی

شاید سفیر باشی‌، تو انگلیس‌، تو فرانسه‌،
شاید بخوای قمار کنی‌، شاید بخوای برقصی
شاید قهرمان بوکس سنگین وزن جهان باشی
شاید همه بشناسنت و یه گردن‌بند مروارید داشته باشی
اما باید به‌ یکی‌ خدمت‌ کنی‌ آره
باید به یکی خدمت کنی‌
می‌خواد خدا باشه، یا شیطون
باید اما به یکی خدمت کنی

ممکنه‌ معتاد راک‌اندرول‌ باشی و رو استیجا بالا و پایین بپری
ممکنه تو مواد بلولی و زنا گرفتارت باشن،
ممکنه تاجر باشی، یا یه دزد سطح بالا،
ممکنه‌ دکتر صدات‌ کنن‌، یا رییس
اما باید به‌ یکی‌ خدمت‌ کنی‌ آره
باید به یکی خدمت کنی‌
می‌خواد خدا باشه، یا شیطون
باید اما به یکی خدمت کنی
ادامه شعر

شمس لنگرودی

برف در دهانم خواهد ریخت

باد
بر کلمات من می چرخد
غبار حروف را پاک می کند
می بیند نیستی.

این گونه که او پرسه زنان دور می شود
بر می گردد
برف در دهانم خواهد ریخت

اکولالیا | #شمس_لنگرودی

احمد شاملو

خطابه ی تدفین

غافلان
هم‌سازند
تنها توفان
کودکان ناهمگون می‌زاید
هم‌ساز
سایه‌سانانند،
محتاط
در مرزهای آفتاب
در هیأت زندگان
مردگانند
ادامه شعر

Olderposts Newerposts

کپی رایت © 2026 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

×