اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

لیست شاعران

دسته بندی اشعار شعر (صفحه 198 از 202)

آنا آخماتووا

او در این دنیا سه چیز را دوست داشت

او در این دنیا سه چیز را دوست داشت:
دعای شامگاهی؛
طاووس سفید؛
و نقشه رنگ پریده آمریکا.
و سه چیز را دوست نداشت:
گریه کودکان؛
مربای تمشک با چائی؛
و پرخاشجویی زنانه
و من همسر او بودم

اکولالیا | #آنا_آخماتوا

غاده السمان

عشق تو را من اختراع کردم

عشق تو را من اختراع کردم
تا در زیر باران بدون چتر نباشم
پیام های دروغین
از عشق تو برای خودم فرستادم!
عشق تو را اختراع کردم
چونان کسی که در تاریکی
تنها می خواند، تا نترسد!

اکولالیا | #غاده_السمان

کنستانتین کاوافی

گاهی برگرد و بغلم کن

گاهی برگرد و بغلم کن
برگرد و تنگ بغلم کن
وقتی حافظه‌ی تن بیدار می‌شود
هوسی قدیمی دوباره در خون می‌دود
وقتی لب‌ها و پوست یادشان می‌آید
و دست‌ها هوای لمس تو را دارند
گاهی برگرد و بغلم کن
وقتی لب‌ها و پوست یادشان می‌آید
مرا با خود ببر
در شب

اکولالیا | #کنستانتین_کاوافی
ترجمه از #فرزانه_دوستی

هالینا پوشویاتوسکا

اگر می‌خواهی ترکم کنی

اگر می‌خواهی ترکم کنی
لبخند را فراموش نکن
کلاه می‌تواند از یادت رود
دستکش، دفترچه‌ی تلفنت
هر آن چیزی که باید دنبالش برگردی
و در ناگهان برگشت گریانم می‌بینی
و ترکم نمی‌کنی
ادامه شعر

فخرالدین عراقی

تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد

تا کی کشم جفای تو ؟ این نیز بگذرد
بسیار شد بلای تو، این نیز بگذرد

عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماند
خوش باش کز جفای تو، این نیز بگذرد

آیی و بگذری به من و باز ننگری
ای جان من فدای تو، این نیز بگذرد

هر کس رسید از تو به مقصود و این گدا
محروم از عطای تو، این نیز بگذرد
ادامه شعر

لیندا پاستان

الهام بخش نازنین من بود او

الهام بخش نازنین من بود او
وقتی با آن همه کلمه ی بی جان
سر و کله می زدم
با حروف عطف و اضافه
اما و اگر و پس از آنکه
با دستورِ زبان دراز افسردگی
می آمد کنارم می نشست
شادمانی ِ ناب آسایش را
مثل نور خورشید
بر اولین بافه ی کاه
به یاد دارم
ادامه شعر

حافظ

صبح است ساقیا قدحى پُر شراب کن

صبح است! ساقیا! قدحى پُر شراب کن
دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن

زان پیشتر که عالم فانى شود خراب
ما را ز جام باده ی گلگون خراب کن

خورشید مى، ز مشرق ساغر طلوع کرد
گر برگ عیش می‌طلبى، ترکِ خواب کن

روزى که چرخ از گِل ما کوزه‌ها کند
زنهار! کاسه ی سر ما پر شراب کن

ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
با ما به جام باده ی صافى خطاب کن

کار صواب باده پرستی ست حافظا
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن

اکولالیا | #حافظ_شیرازی

مارگوت بیکل

چه مدت لازم بوده است

چه مدت لازم بوده است
تا کلمه ی عفو
بر زبان جاری شود
تا حرکتی اعتماد انگیز
انجام گیرد؟
بیا تا جبران محبت های ناکرده کنیم
بیا آغاز کنیم.
فرصتی گران را به دشمن خویی
از کف داده ایم
ادامه شعر

گونار اکلوف

با تو حرف می‌زنم / گونار اکلوف

با تو حرف می‌زنم
از تو حرف می‌زنم
از اعماق خویش
می‌دانم که جوابی نخواهی داد
چطور می‌توانی جواب مرا بدهی
وقتی بسیاری تو را صدا می‌کنند
من تنها از تو اجازه می‌خواهم
تا منتظر بمانم این‌جا
و این‌که برای من نشانه‌ای بفرستی
در اعماق من
از خویش

اکولالیا | #گونار_اکلوف

غاده السمان

هنوز دوستت می دارم

هنوز دوستت می دارم
علیرغم هرچه هست
چون در سواحل تو آموختم
چگونه از میان صدفی مهتاب را بنوشم

اکولالیا | #غاده_السمان

Olderposts Newerposts

کپی رایت © 2026 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑

×