شاید روزی خورشید دوباره بدرخشد
و آسمان های آبی را به نظاره بنشیم
و بار دیگر دریابم که بیهوده نزیسته ام
گرچه بی تو باشم.
شاید روزی علفزاران زرین در میان پاهایم
ساعاتی خوش از بهاری خرم به ارمغان آورند
و شکوفه های سپید دلربای بهاری را بیابم
گرچه در خاک آرمیده باشی.
شاید بیشه های  تابستانی، تابناک بدرخشند
و گل های سرخ دگر بار زیبا شوند
و کشتزاران حاصلخیز در خزان لذتی با شکوه بر پا کنند
گرچه آن جا نباشی.

our telegram
تلگرام اکولالیا

اشعار منتخبِ روزانه را در کانال ما بخوانید

شاید روزی در خیال سالیان رفته در درد غرقه نشوم
و به  نغمه های کریسمس گوش سپارم
گرچه به گوش تو نرسد
اگر زمانه ی دلنواز، خوشی های بسیار از سر گیرد
والا ترین  شادمانی  را دیگر نخواهم یافت
چراکه قلبم دیرزمانی ست بی تو شکسته.