باز نکن
آن درِ بسته را.
شاید چیزی بیابی
که نه در پی‌اش بودی
نه در انتظارش.

در تاریکی
شاید پای‌ات بخورد
به دو عاشقِ دست‌پاچه
که دارند سرِ پا عشق‌بازیِ می‌کنند

و آن شمعِ توی دست‌ات
پِرپِرزنان
شاید چهره‌ی نشمه‌ی جوان‌ات را نشان‌ات دهد
شاید چهره‌ی شوهرِ حسودت را.

our telegram
تلگرام اکولالیا

اشعار منتخبِ روزانه را در کانال ما بخوانید

حواس‌ات نباشد
آن درِ بسته
شاید به تو ماجرایی بگوید
که دل‌ات نمی‌خواست
بدانی.