اکولالیا | آرشیو شعر جهان

مشاهده لیست شاعران
echolalia telegram link

فدریکو گارسیا لورکا

شاعر راست گوید

خواهم به رنج خویش گریه ساز کنم و تو را گویم
تا دوستم بداری . از برایم گریه ساز کنی
به شامگاه بلبلان،
با خنجر، با بوسه با تو.

خواهم کشت یگانه شاهد را
به جرم گُل کُشی و
نشاندم به زاری و خوی کردنم
بر انبوه جاودان سخت گندم.

آنجا که کاستی نگیرد هرگز شعاع تابناک
دوستت دارم، دوستم داری،
فروزان به نور کهن آفتاب و دیرینه ماه.

آنجا که مرا هیچ ندهی و تو را هیچ نخواهم
چون به مرگ وانهم، آنجا که نه بر جای است هر چیز
نه حتی سایه‌ای بَهر پیکر پریشانی.

از کتاب گزیده اشعار فدریکو گارسیا لورکا – نشر گل آذین

دسته بندی ها فدریکو گارسیا لورکا

خود را یافتم » « عشق همین است که می‌بینی

دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نمی شود

*

68 + = seventy six

2 نظرات

  1. ترجمه ی ضعیفی است.
    فعل ها و زمان آنها – که مهمترین مسئله در نوشتن است، اصلاً رعایت نشده
    و بندهای شعر نامفهوم هستند.

    • سلا سودابه عزیز. ممنون که نگاهی دقیق به این ترجمه داشتی. نظر شما زیر این ترجمه منتشر می‌شود تا دیگر مخاطبان و احیانا خود مترجم نیز بخواند.

کپی رایت © 2020 اکولالیا | آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑