اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

لیست شاعران

مشاهده لیست شاعران

آنا آخماتووا

اندیشه‌ی دیداری دیگر با تو

موضوع بسیار ساده است و روشن
هر کسی آن را می‌فهمد
تو مرا دوست نداری
و هرگز دوست نخواهی داشت
من چرا چنین دل‌بسته‌ام
به مردی کاملا بیگانه؟
چرا شام‌گاهان
چنین از تهِ دل برای‌ات دعا می‌کنم؟
چرا دوست‌ام را، کودک موطلایی‌ام را
شهر محبوب‌ام را، سرزمین‌ام را
ترک کرده‌ام
و در خیابان‌های این پایتختِ بیگانه
چون کولیِ سیاه‌پوشی
سرگردان‌ام؟
اما چه زیباست
اندیشه‌ی دیداری دیگر با تو

به اشتراک بگذارید :

دسته بندی ها آنا آخماتووا

می‌خواهم رویای سیب‌ها را بخوابم » « بیژن الهی؛ شرح زندگی و آثارش

دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نمی شود

*

− three = three

1 نظرات

  1. از کتاب کتاب/ترجمه دکتر ید الله گودرزی

    هه هفتاد دهه پرشر و شوری درشعر بود وشاعران خلاف امروز که دنبال سهمخواهی های مالی ونزاعهای کودکانه اندبیشتر به شعر می اندیشیدند وبا آن می زیستند.بازار ترجمه هم گرمتر می نمود.باری! آن سالها دوستی کتاب برایم آورد بنام”کتاب الکتاب” از جمال جمعه که خوشم آمدچون همه شعرها کوتاه و”آنک” وار بود وبهانه سرایششان کتاب . بمرور از آن ترجمیدم! این کارها درچند مطبوعه نشر شدند و ازآن جمله روزنامه اطلاعات که بعدها دریافتم خودِ جمال جمعه آنها را در سایت خود بنام من قرار داده است که من هم اینهارا ازهمانجا آورده ام.این آنک ها را با حال وهوای همان سالها بخوانید.
    (جمال جمعه، شاعر و محقق عراقی در ۱۹۵۶ در بغداد به دنیا آمد. لیسانس ادبیات عرب است. و در دوره ی جنگ ایران و عراق، از شرکت در جنگ سرباز زد و سپس از عراق گریخت ودر کپنهاک فوق لیسانس لغت شناسی زبان های سامی گرفت.او اکنون در دانمارک زندگی می کند.)
    کتاب کتاب
    ۱
    چشمها، کتابهایی هستند
    با واژه های بی صدا،
    که بسیار سخن می گویند!
    ۲
    من برای خودم کتابی هستم
    و صفحه ای
    در کتاب بزرگ بشریت.
    ۳
    چه چیزی را پروانه خواند
    بر شعله شمع
    که خود را به آتش می زند؟
    ۴
    دو چشمانت کتابی است
    که در دو صفحه آن، علامت سؤالی می بینم
    آیا این منم که خمیده‌‌ام؟
    ۵
    بعضی از مردم
    کتابهای زیادی، در یک کتابند!
    ۶
    گورستان، گنجینه‌ی کتابهای خطی است
    در انتظار نشر!
    ۷
    کودکان و زنان
    کتابهای شعری هستند
    که به تنهایی روی زمین در گردشند!
    ۸
    زندانیان کتابهای هستند
    که خواندن آنها،
    ممنوع است!
    ۹
    گفتی “من کتابی هستم”!
    فکر نمی کنم
    تو صفحه ای مکرّر هستی!
    ۱۰
    می خواهی دوستی برایم باشی؟
    پس قبل از هر چیز،
    کتابی باش!
    ۱۱
    هر چار دیواری کتابی است
    با جهار صفحه!
    ۱۲
    برای همه پیامبران کتابهای است.
    ومهمّ ترین کتابهایشان!
    خودشانند.
    ۱۳
    خورشید صفحه شب را
    ورق زد
    تا کتاب روز را بگشاید!
    ۱۴
    هر چه که ما در روز می نگاریم
    شب آن را محو می کند
    بی که بداند!
    ترجمه از یدالله گودرزی
    روزنامه اطلاعات ـ شماره ۲۰۷۲۵، ۱۲ مارس

کپی رایت © 2022 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑