اِکولالیا - آرشیو شعر جهان

دسته بندی اشعار شاعران عرب (صفحه 1 از 20)

محمود درویش

بارانی آرام در پاییزی دور

برای شنیدن نسخه صوتی فیلترشکن لازم است!

بارانی آرام در پاییزی دور
وَ گنجشک‌ها آبی‌اند… آبی
وَ زمین، ضیافتی.
به من مگو که من ابرِ فرودگاه‌ام
چون من هیچ نمی‌خواهم
از سرزمینی که افتاد از پنجره‌ی قطاری بیرون
جز دستمالِ‌ مادرم
وَ دلایلی برای مرگی نو.
بارانی آرام در پاییزی غریب
وَ پنجره‌ها سفیدند…سفید
وَ خورشید اناری در گرگ و میش عصر
وَ من نارنج‌بُنی متروک
پس از چه رو می‌گریزی از تن‌ام
حال که من هیچ نمی‌خواهم
از سرزمینِ خون‌واژه‌ها و بلبل
جز دستمالِ‌ مادرم
وَ دلایلی برای مرگی نو.

ادامه شعر

نزار قبانی

دوازده گل‌سرخ بر موهای بلقیس

۱
او می‌دانست مرا خواهند کشت
و من می‌دانستم او کشته خواهد شد
هر دو پیش گویی درست درآمد
او، چون پروانه‌ای، بر ویرانه های عصر جهالت افتاد
و من درمیان دندان‌های عصری که
شعر را
چشمانِ زن را
و گل سرخِ آزادی را می‌بلعد
در هم شکستم.

۲
می‌دانستم او کشته خواهد شد
او زیبا بود در عصر زشتی‌ها
زلال در عصر پلشتی‌ها
انسان در عصر آدمکشان
لعلی نایاب بود
میان تلی از خزف
زنی بود اصیل
میان انبوهی از زنان مصنوعی!

ادامه شعر

نزار قبانی

نام تو

امروز نیاز دارم که نام‌ات را بر زبان بیاورم؛
و مشتاق تک‌تک حروف نام تو هستم، مثل کودکی که مشتاق یک تکه‌ شیرینی‌ست.
مدت‌هاست که نام‌ات را بالای نامه‌هایم ننوشته‌ام؛
و آن را همچون خورشیدی بالای برگه نکاشته‌ام؛
و از آن گرم نمی‌شوم.

اما امروز که پاییز به من تاخته؛
و پنجره‌هایم را گرفته،
نیاز دارم که نام‌ات را بر زبان بیاورم.
نیاز دارم که آتش کوچکی برافروزم.
به لباس نیاز دارم،
به پالتو؛
و به تو
ای ردای بافته‌شده از شکوفه‌ی پرتقال
و گل‌های شب‌بو!

ادامه شعر

نزار قبانی

تنها عشق پیروز است

با وجود گردبادهایی که در چشمان من برمی‌خیزد؛
و با وجود غم‌هایی که در چشمان تو می‌خوابد؛
و با وجود روزگاری که
بر زیبایی آتش می‌گشاید، هر جا که باشد؛
و بر دادگری، هر جا باشد؛
و بر اندیشه، هر جا که باشد؛
می‌گویم: تنها «عشق» پیروز است.
می‌گویم: تنها «عشق» پیروز است.
هزارهزار بار [می‌گویم:]
تنها «عشق» پیروز است؛
و در برابر خشکی و پژمردگی، پناه و پوششی نیست،
جز درخت مهربانی.

ادامه شعر

نزار قبانی

فالگیر

زن [فال‌گیر] نشست،
در حالی که چشمان‌اش پر از ترس بود.
با دقت به فنجانِ وارونه‌ام نگاه می‌کرد.
گفت: پسرم! غم‌گین مباش!
فرزندم! عشق، سرنوشت توست.
فرزندم! هرکه در راه محبوب‌اش بمیرد، شهید است.

فنجان تو
دنیایی است ترس‌ناک؛
و زندگی‌ات سراسر سفر است و جنگ.

پسرم! بارها عاشق خواهی شد؛
و بارها خواهی مُرد.
به تمام زنان زمین عشق خواهی ورزید؛
و سرانجام همچون پادشاهی شکست‌خورده بازخواهی گشت.

پسرم! در زندگی‌ات، زنی است:
چشمان‌اش… الله اکبر [چه بگویم؟]
دهان‌اش همچون خوشه
و لب‌خندش آمیخته‌ای از نغمه و گل‌ است،
اما آسمان تو بارانی
و راه‌ات کاملن بسته است.

ادامه شعر

غاده السمان

بوف سرکش

چرا می نویسم ؟ 
شاید به این سبب ، 
که این الفبای من است 
آنچه انتقام خود را 
از این زمانه ی سرکش میگیرد
از آنها که 
کفش هایشان را با جوهر 
من برق می اندازند
درنظرم، 
این شراب ‌ِآبی  رنگ 
که بر کاغذمن سرازیر شده ، 
خون الفبا است
بگیر آن را  ….بنوش
که جوهر ، 
شرابِ متانت است

محمود درویش

عشق قاتل است و بی‌گناه

عشق چون موج است
تکرار افسوس ما بر گذشته
اکنون
تند و کند
معصوم، چون آهویی که از دوچرخه‌ای جلو می‌زند
و زشت، چون خروس
پر جرأت، چون گدایی سمج
آرام چون خیالی که الفاظ‌اش را می‌چیند
تیره، تاریک
و روشنایی می‌بخشد
تهی و پر از تناقض
حیوان، فرشته‌ای به نیرومندی هزار اسب
و سبکی یک رویا
پر شبهه، درنده و روان

ادامه شعر

غاده السمان

در میان انگشتان‌ات

آهسته
آرام، دست‌ات را بر من بگذار
و همچون روزگارت
مرا سخت مفشار
که در میان انگشتان‌ات درهم می‌شکنم
بیش از این نزدیک میا
بیش از این دور مرو.

نزار قبانی

در ساحلِ آبیِ چشمان تو

در ساحلِ آبیِ چشمان تو
باران‌هایی است با درخششِ آهنگین؛
و خورشید‌هایی سرگردان؛
و بادبان‌هایی
که سفر به بی‌کران را نقش می‌زنند.

در ساحلِ آبیِ چشمان تو
پنجره‌هایی رو به دریا گشوده است؛
و پرندگانی در کرانه‌های دوردست دیده می‌شوند،
در جستجوی جزیره‌هایی که هنوز آفریده نشده‌اند.

در ساحلِ آبیِ چشمان تو
در تابستان برف می‌بارد؛
و قایق‌هایی پر از فیروزه [هست]،
[که] دریا را در خود غرق کرده‌اند، بی آن‌که خود غرق شوند.

ادامه شعر

محمود درویش و ریتا
محمود درویش و معشوقه اسرائیلی‌اش ریتا با نام اصلی تمار بن عامی

محمود درویش شاعر فلسطینی که برای اشعار مهین پرستانه‌اش در باب فلسطین مشهور است. شعرهای محمود درویش آمیزه‌ی عشق و وطن در یکدیگر است. محمود درویش مدتی عضو سازمان آزادی بخش فلسطین بود ولی در اعتراض به پذیرش پیمان اسلو از آن خارج شد. اشعار محمود درویش در بین شاعران عرب به بیشتر زبان‌های جهان ترجمه یافته است.

Olderposts

کپی رایت © 2021 اِکولالیا – آرشیو شعر جهان

طراحی توسط Anders Norenبالا ↑