۱
چون، بی تو، شبانه، سر به بالین بنهم،
انگار که سر زیرِ گیوتین بنهم!
امّا، چو به یاد آورم مرگِ تو را،
سر زیرِ چنین تیغ به تمکین بنهم!

۲
هر روز که من بی تو به سر آوردم،
غم هام فزود، هر چه من می خوردم!
با قهرِ من از تو، عشق شد دشمنِ من:
ای کاش که با تو آشتی می کردم!

۳
در بودنِ من، چه رنج ها می بُردی!
تنها چو شدی ز من، چه غم ها خوردی!
از بودنِ تو، چو زآنِ من، معنا رفت:
تنها، چو من و خدا، دریغا! مُردی!

۴
با یادِ تو سر چو شب به بالین بنهم،
انگار که سر به برگِ نسرین بنهم!
تنهاست به یادِ بوسه هام از لبِ تو:
میراثی اگر ز شعرِ شیرین بنهم!

بیست و یکم آذرماه ۱۳۹۸ / بیدرکجای لندن