موفقیت یعنی چه؟ یعنی انطباق هدف و نتیجه. کاری را موفق می‌گویند که در آن هدف و نتیجه، با هم انطباق پیدا کرده باشد و شکست، یعنی عدم انطباق هدف و نتیجه. زمانی من در دانشگاه درس می‌گفتم. می‌گفتم موفقیت، یعنی هدف و نتیجه با هم انطباق یافته است و شکست، یعنی هدف و نتیجه با هم انطباق نیافته است. هدف دیگری داری، اما به نتیجه دیگری می‌رسی. خانمی در آن‌جا بود که گفت: استاد! سی سال است که شکست می‌خورم و حالا فهمیده‌ام که چرا!

شکست یعنی آن‌که آدم هدفی داشته باشد، ولی به نتیجه دیگری برسد. خوب بنابراین موفقیت، یک صورت دارد و شکست، سه صورت دارد؛ یعنی آدم در عالم، یک جور موفق می‌شود و سه جور شکست می‌خورد که عبارتند از :
۱- یکی این‌که هدف چیزی است و نتیجه چیزی است از سنخ هدف، اما کمتر از هدف. مثلا من می‌خواستم به مشهد بروم، اما تا نیشابور بیشتر نرسیدم. این نتیجه از سنخ هدف است. بهترین مثالش نمره است. ما دنبال بیست رفتیم، اما هجده آورده‌ایم. به سنخ هدف رسیدیم، اما به خود هدف نرسیده‌ایم. این یک مورد.
۲- مورد دیگر این است که انسان به هدف هم سنخش هم نرسد. مثل وقتی که طرف مقابل اصلا ساعتی نداشته باشد که زمان را به ما بگوید. اگر وقت را گفته بود، اما به جای آن‌که بگوید ساعت دوازده و پنجاه دقیقه است، بگوید ساعت دوازده و سی دقیقه است، من به سنخ هدف رسیده بودم، اما به خود هدف نرسیده بودم.
۳- قسمت سوم وقتی است که انسان به خود هدف می‌رسد، اما با نتیجه‌هایی بیش از آن‌چه تصور می‌کرد. این‌جا هم شکست خورده است. به هدف رسیده است، اما با هزینه‌هایی شکست خورده. مثلا فرضا من می‌خواستم بچه‌ام جلوی میهمان مودب باشد، آن‌چنان بر روی دستش زده‌ام که دستش شکسته. در واقع این رد شدن از هدف است. امیدوارم شما در زندگی هیچ‌گاه شکست نخورید.
تذکر: دو پاراگراف اول در فایل صوتی موجود نیست و در قسمتی دیگر از جلسه بیان گشته است .

اکولالیا | درسگفتار تحلیل فلسفی ،ج ۷